به نام خدا
جمعه ۲۰ شهريور ۱۳۸۳
سلامی چو بوی خوش آشنايی بدان مردم ديده آشنايی
درودی چو نور دل پارسايان بدان شمع خلوتگه پارسايی
نميبينم از همدمان هيچ بر جای دلم خون شد ز غصه ساقی کجايی
زکوی مغان رخ مگردان که آنجا فروشند مفتاح مشکل گشايی
دل خسته من گرش همتی هست نخواهد ز سنگين دلان موميايی
می صوفی افکن کجا می فروشند که در تابم از دست زهد ريايی
رفيقان چنان عهد صحبت شکستند که گويی نبودست آشنايی
مرا گر تو بگذاری ای نفس طامع بسی پادشاهی کنم در گدايی
بياموزمت کيميای سعادت زهم صحبت بد جدايی جدايی
مکن حافظ از جور دوران شکايت چه دانی ای بنده کار خدايی
*******************************************************
اميدوارم که خوب و خوش و سلامت باشيد!
اين اولين نوشته های من در وب لاگ است.
من داريوش هستم دانشجوی مهندسی شيمی دانشگاه آزاد شيراز!
هدف من از ساخت اين وب لاگ قرار دادن تحقيقات مناسب و برنامه های
رايانه ای برای استفاده کاربران عزيز بود.
تا بعد...
۰۶:۴۵ عصر

