تبليغاتX
رنگارنگ
هفت سین

 

در روزگار ساسانیان قابهای منقوش ، زیبا و گرانبهایی از جنس کائولین به ایران آورده می شد که بعدها به نام کشوری که از آن می آمد چینی نامیده شد و در تغییر گویش به صورت "سینی" و نیز در حالت معرب به صورت "صینی" رواج پیدا کرد. چینی یا سینی یعنی منسوب به چین یا سین و نام سین یا چین که در واقع نام سلسه پادشاهی چین است. در ایران برای تمایز بین ظرفهای مختلفی که از چین آورده می شد آن که از جنس فلز بود را سین یا سینی و آن که از جنس کائولین بود را چینی می نامیدند. برای چیدن خوان نوروزی در این دوران از همین ظروف منقش بهره می گرفتند که نوع مرغی آن هنوز در ایران مرسوم است و این ظرفها را پر از نقل و قند و شیرینی می کردند و به عدد هفت امشاسپند که عبارتند از اردیبهشت ، خرداد ، مرداد، شهریور ، بهمن و اسپندارمذ و خود اهورمزدا بر سر خوانهای نوروزی می گذاشتند و از این رو خوان نوروزی به نام هفت سینی نام گرفت که بعدها با حذف "ی" نسبت همان هفت سین امروزین شد. 

اصولا" هفت در فرهنگ و ادبیات ایران عدد مقدسی است و کاربرد آن در هفت خوان رستم ، هفت طبقه آسمان ، هفت مرحله عشق ، هفت اختر ، هفت اقلیم ، و... مشهود است و در ادبیات هم آثار زیادی با هفت آغاز شده همچون هفت اورنگ و یا هفت گنج.

 

نمادها

 

آنچه بر سر خوان نوروزی گذارده می شود به غیر از هفت سین آینه و شمعدان و طبعا" شمع های فروزان ، نان ، شراب ، نارنج غوطه ور در آب ، شیرینی ، سکه ، سبزی خوردن ، تخم مرغ رنگ کرده ، ماهی قرمز ، اسفند، و گلدان سمبل است. ابتدا بپردازیم به هفت سین که گفته اند شش نشانه است از برتری اهورامزدا بر اهریمن 

 

سیب : نماد زایندگی و عشق است

 

سنجد : سنجد میوه درخت کنار است که وقتی بارور می شود و عطر آن در فضا می پیچد تحریک کننده قوای احساسی انسان است و معتقدند که موجب عشق انسانها به یکدیگر می شود. به همین دلیل سنجد هم سمبل عشق است

 

سرکه : نماد صبر و شکیبایی است

 

سیر : نماد تندرستی است ؛ پایین تر درباره این مورد توضیح بیشتر خواهم داد

 

سبزه : نماد باروری و نوزایی است

 

سماق : درباره سماق گفته شده به رنگ خورشید در حال طلوع است و مظهر طلوع و آغاز دوباره است

 

سمنو : درباره سمنو نقل قولهای مختلفی هست ولی فعلا" اجازه دهید بیشتر مطالعه کنم

 

سمبل : آب سمبل روشنى دل مى‌باشد که مظهر ایزد بانوى نیرومند آب‌ها اناهیتاى بزرگ مى‌باشد که مقامى بسیار والا در ایزدان ایران باستان دارد. اناهیتا ایزدبانوى عشق، بارورى، آب، برکت‌بخشى و پیروزگرى است

 

آینه : آینه نمادی از به خویشتن نگریستن و به درون نظاره کردن است . دقیقا" آن چیزی که در لحظه سال نو توصیه شده و در آن لحظه بی همتا که گذشته و آینده به هم پیوند می خورد باید نظری کرد به خویشتن خویش

 

ماهی : نماد زایش‏، تازگى ، شادابى و تکاپو است

 

شمع : مظهر فروغ و روشنایی است

 

سکه : نشان ثروت و دارندگى است

 

اسپند : به معناى مقدس‏ و نماد دورکننده‌ى چشم بد است.

 

شکر و شیرینى : براى شیرین‌کامى همیشگى افراد خانواده است

 

نارنج : نارنج شناور در میان آب نماد زمین بر روى آب است. در اسطوره‌ى آفرینش‏ آمده است که پروردگار آب را آفرید و ‏ سپس‏ عرش‏ خود را بر آن بنا نهاد

 

تخم‌مرغ : نماد آفرینش‏، نطفه و بارورى است

 

نان : نشان برکت و رونق روزی است

 

درباره سفره هفت سین همچنین گفته شده است که سینها نمادی از صداقت ، عدالت و انصاف ، رفتار و کردار و گفتار نیک ، کامیابی و کامیاری ، پرهیزکاری و تقوا ، ادبیت و بخشش هستند 

نگاه کن که چگونه طبیعت ناب در این سفره نوروزی خلاصه شده است و آنچه در طبیعت از زیبایی ها وجود دارد مظهری در سفره هفت سین دارد. سفره هفت سین مملو از آرمانها و آرزوهای یک ملت برای بهروزی و سعادتمندی است و در واقع نه تنها یک ملت بلکه در معنای عام بشریت. چرا که اینها مفاهیمی محلی نیستند و به گذشته و حال و آینده انسان و رستگاری ابدی او وابسته اند 

 

سفره نوروزی و سلامتی

 

در طول تاریخ بشر، اقوام مختلفی ظهور و با خلق شیوه های گوناگون زندگی از خود، آداب و رسوم و سنتی را به میراث گذارده اند که بررسی، یادآوری، شناخت مفاهیم و تبلیغ و ترویج جوانب مثبت آن ضمن حفظ هویت ملی مایه مباهات، سرافرازی، خودباوری و بالاخره پایداری قومی در مقابل فرهنگ بیگانه می شود. 

سنن و فرهنگ ایرانیان از ریشه و قدمت خاصی برخوردار و تامل برانگیز است. یکی از این سنن، پیام نیاکان ما در زمینه هفت سین است. ایرانیان در روند تدریجی و تکاملی صدها سال از زندگی پرنشیب و فراز و پربار خویش در اول بهار که آغاز سال نو و شکوفایی مجدد طبیعت در این منطقه از کره زمین است، همواره با حفظ آیین شکوهمند و غرورآفرین نوروز با چیدن هفت خوراکی که به زبان شیرین و غنی پارسی با حرف «سین» شروع می شود، در سفره هفت سین، پیام تغذیه ای سالم زیستن را سینه به سینه به نسل معاصر رسانده اند 

اگر به ارزش های غذایی حیات بخش، اعجاز آور و حیرت انگیز خوراکی های تشکیل دهنده سفره هفت سین شامل: سیر، سنجد، سماق، سرکه، سیب، سبزی و سمنو که تاکنون مطالب زیادی در مورد علل یا خواص آن نگاشته شده به شرح مختصر زیر توجه و دقت شود، آن وقت درمی یابیم که در بطن تک تک خوراکی های تشکیل دهنده هفت سین، پیام با ارزش و گرانبهایی برای حفظ سلامتی نهفته است.

مصرف سیر علاوه بر میکروب زدایی و سایر خواص متعدد، در جهت کاهش کلسترول، جلوگیری از تصلب شرائین، متعادل نگهداشتن فشار خون و حفظ سلامت بدن منجمله قلب و عروق در سراسر دنیا توصیه می شود 

مصرف سنجد در طب تغذیه علاوه بر خواص مختلف جهت درمان آرتروز توصیه می شود 

مصرف سماق همراه کباب علاوه بر خواص متعدد، جهت کاهش مضرات اوره گوشت توصیه می شود 

مصرف انواع سرکه منجمله سرکه انگور قرمز(که حاوی لایکوپن است) یا سرکه سیب باخواص اعجاز آور مختلف شامل: پایین آورندگی مضرات چربی مصرف شده در بدن، باز نگهدارندگی عروق و خاصیت ضدسرطانی آن به هر شکل ممکن بالاخص در ترشی ها و سالاد توصیه می شود

کلیه فرهیختگان امور تغذیه در سراسر جهان مصرف یک سیب در روز را نه تنها برای دفع سم، تقویت دستگاه گوارشی، تامین ویتامین ها و املاح لازم جهت حفظ سلامتی و شادابی توصیه می کنند، بلکه آن را موجب بی نیازی به پزشک می پندارند 

مصرف مداوم انواع سبزی تازه جهت تامین فیبر، ویتامین ها و آنتی اکسیدان های لازم به دلیل خاصیت ضد سرطانی و ضد بیماری قلبی آن مورد توصیه کلیه متخصصان تغذیه است. 

تهیه سمنو با آرد جوانه گندم که سرشار از ویتامین ای (به عنوان آنتی اکسیدان قوی و بی اثر کننده رادیکال های آزاد در بدن) و انواع ویتامین های ب است و مصرف آن ضمن تامین کالری برای حفظ جوانی، سلامتی، ضدپیری و افسردگی همواره توصیه می شود 

سفره هفت سین در میان ما ایرانیان که نمادی از خوشبختی، شادی، خرمی ، وفور نعمت و سلامتی است در گذر زمان تغییر یافته و به تدریج مظاهر بیشتری از حیات را در خود گنجانده است  . 

 

حاجی فیروز نماد کدام اسطوره است ؟

 

همه ما در هفته پیش از نوروز، حاجی فیروز را با آن صورت سیاه و لباس های قرمز در حالیکه دایره می زند و همان ترجیع بند قدیمی و همیشگی را می خواند: ارباب خودم سلام و علیکم، ارباب خودم بزبزقندی، ارباب خودم چرا نمی خندی و ... دیده ایم. همه می دانیم حاجی فیروز طلایه دار عید نوروز است، اما اکثر ما از داستان شکل گیری این اسطوره بی خبریم 

خانم دکتر کتایون مزداپور استاد زبان های باستانی و اسطوره شناس در مصاحبه ای گفته است زنده یاد دکتر مهرداد بهار، سالها پیش حدس زده بود سیاهی صورت حاجی فیروز به دلیل بازگشت او از سرزمین مردگان است و اخیرا" خانم شیدا جلیلوند که روی لوح اکدی فرود ایشتر به زمین کار می کرد، به نکته تازه ای پی برد که حدس دکتر بهار و ارتباط داستان بنیادین ازدواج مقدس با نوروز و حاجی فیروز را تایید می کند 

دکتر مزداپور می گوید: نوروز جشنی مربوط به پیش از آمدن آریایی ها به این سرزمین است لااقل از دو سه هزار قبل این جشن در ایران برگزار می شده و به احتمال زیاد با آیین ازدواج مقدس مرتبط است. تصور می شده که الهه بزرگ، یعنی الهه مادر، شاه را برای شاهی انتخاب و با او ازدواج می کند 

دکتر صنعتی زاده این الهه را "ننه" یا "ننه خاتون" نام داده، معادل سومری آن "نانای" و معادل بابلی و ایرانی آن "ایشتر" و " آناهیتا" است. تا آنجا که می دانیم این الهه خدای جنگ، آفرینندگی و باروری است 

سپس دکتر مزداپور داستان این ازدواج نمادین و اسطوره ای را که بنیادی ترین نماد نوروز است چنین شرح داد: اینانا یا ایشتر که در بین النهرین است عاشق"دوموزی" یا "تموز" می شود ( نام دوموزی در کتاب مقدس تموز است) و او را برای ازدواج انتخاب می کند 

تموز یا دوموزی در این داستان نماد شاه است. الهه یک روز هوس می کند که به زیرزمین برود. علت این تصمیم را نمی دانیم. شاید خودش الهه زیرزمین هم هست. خواهری دارد که شاید خود او باشد که در زیرزمین زندگی می کند 

اینانا تمام زیورآلاتش را به همراه می برد. او باید از هفت دروازه رد شود تا به زیرزمین برسد. خواهری که فرمانروای زیرزمین است، بسیار حسود است و به نگهبان ها دستور می دهد در در هر دروازه مقداری از جواهرات الهه را بگیرند. در آخرین طبقه نگهبان ها حتی گوشت تن الهه را هم می گیرند و فقط استخوان هایش باقی می ماند. از آن طرف روی تمام زمین باروری متوقف می شود. نه درختی سبز می شود، نه گیاهی هست و نه زندگی و هیچکس نیست که برای معبد خدایان هدیه بدهد و آنها که به تنگ آمده اند جلسه می کنند و وزیر الهه را برای چاره جویی دعوت می کنند 

الهه که پیش از سفر از اتفاق های ناگوار آن اطلاع داشته، قبلا به او وصیت کرده بود که چه باید بکند. به پیشنهاد وزیر خدایان موافقت می کنند یک نفر به جای الهه به زیرزمین برود تا او بتواند به زمین بازگردد و باروری دوباره آغاز شود. در روی زمین فقط یک نفر برای نبود الهه عزاداری نمی کرد و از نبود او رنج نمی کشید، و او دوموزی شوهر الهه بود. به همین دلیل خدایان مقرر می کنند. نیمی از سال را او و نیمه دیگر را خواهرش که "گشتی نه نه" نام دارد، به زیرزمین بروند تا الهه به روی زمین بازگردد 

دوموزی را با لباس قرمز در حالی که دایره، دنبک، ساز و نی لبک دستش می دهند، به زیرزمین می فرستند. شادمانی های نوروز و حاجی فیروز برای بازگشت دوموزی از زیرزمین و آغاز دوباره باروری در روی زمین است 

به گفته دکتر مزداپور با کشف این لوح اکدی و ترجمه متن آن حدس مرحوم بهار تایید گردید و اسطوره حاجی فیروز رازگشایی شد. 

 

۱۲+۱ بدر!!!

 

چرا سال 12 ماه دارد و چرا جشن نوروز 12 روز است؟ چرا روز سیزدهم مردم به کوه و در و دشت پناه می برند و آن همه شادمانی می کنند؟ 

انسان باستانی گمان می برد که عمر جهان 12 هزار سال است و در پایان دوازده هزار سال، عمر جهان به پایان خواهد آمد و جهان هستی نابود خواهد شد. 

بهرام فره وشی استاد فقید دانشگاه تهران که درباره ایران باستان مطالعات ارزشمندی دارد، نوشته است که در اساطیر ایرانی عمر جهان 12 هزار سال است و عدد دوازده از بروج دوازده گانه گرفته شده است و پس از این دوازده هزار سال دوره جهان بسته می شود و انسان هایی که در جهان هستی، وظیفه آنها جنگ در برابر اهریمن است، پس از این دوازده هزار سال، بر اهریمن پیروزی نهایی می یابند و با ظهور سوشیانت ( سوشیانت نقش امام زمان را در دین زرتشتی دارد ) آخرین نیروی اهریمن از میان می رود و جنگ اورمزد بر ضد اهریمن با پیروزی پایان می یابد

مهرداد بهار، متخصص فقید اساطیر و آئین های ایران باستان نیز ضمن نقل افسانه ای به همین مضمون یادآور می شود که توجیه اساطیری سال دوازده ماهه بر اساس عمر دوازده هزارساله هستی، بهترین توجیهی به نظر می رسید که در چارچوب اعتقادات کهن می گنجید 

به نوشته او جشن های دوازده روزه آغاز سال نیز با این سال دوازده ماهه و دوره دوازده هزار ساله عمر جهان مربوط است. انسان آنچه را در این دوازده روز پیش می آمد، سرنوشت سال خود می انگاشت. از پیش از نوروز انواع دانه ها را می کاشتند و هردانه ای که در طی این دوازده روز بهتر رشد می کرد، آن دانه را برای کاشت آن سال به کار می بردند و گمان داشتند اگر روزهای نوروزی به اندوه بگذرد، همه سال به اندوه خواهد گذشت 

به این ترتیب همانگونه که پس از دوازده هزار سال، جهان به پایان می آمد و آشفتگی نخستین باز می گشت، دوازده روز جشن نوروز نیز، یک روز آشفتگی در پی داشت و آن روز، روز سیزده نوروز بود

بهار می گوید، نحسی سیزدهم عید نشان فروریختن واپسین جهان و نظام آن بود 

اما بسیاری از محققان اساسا به نحسی سیزده عقیده ندارند و می گویند که چنین چیزی در ایران باستان وجود نداشته و عدد 13 مانند همه روزهای دیگر میمون و مبارک بوده و نام روز سیزدهم هر ماه « تیر » نام داشته و در 13 تیر ماه که نام ماه و روز برابر می شده، جشن « تیرگان » برپا می شده است که جشنی بزرگ مانند مهرگان بوده است 

دنباله این جشن هنوز در پاره ای مناطق ایران از جمله مازندران وجود دارد و به « تیر ماه سیزده شو » ( شب سیزدهم تیرماه ) شهرت دارد. 

سیزدهم فروردین که بر اساس نام گذاری روزها در ایران قدیم به روز « تیر » موسوم بود، به ایزد باران تعلق داشت. در آئین مزد یسنا و در باور مردم پیش از زرتشت، این ایزد همواره با دیو خشکسالی در مبارزه است. اگر پیروز شود باران می بارد و چشمه ها می جوشد و رود ها جاری می شود، وگرنه، خشکسالی حاکم خواهد شد

بنا به نوشته کورش نیکنام در « آئین ها و مراسم سنتی زرتشتیان »، در ایران باستان پس از برگزاری مراسم نوروزی و هنگامی که سبزه از زمین می رویید و گندم و حبوبات سبز می شد، در روز سیزدهم که به ایزد باران تعلق داشت، مردم به دشت و صحرا و کنار جویبار ها می رفتند و به شادی و پایکوبی می پرداختند و آرزوی بارش باران می کردند 

بعضی از محققان از جمله دکتر روح الامینی شباهتی بین سیزده به در و عید پاک می بینند و علاوه بر همزمانی، مانندگی دو مراسم را دلیل هم ریشه بودن این دو آئین می دانند 

هرآینه روز سیزدهم نوروز، چه نماد پایان عمر 12 هزار ساله جهان باشد و چه نباشد، امروزه بیشتر نشان پایان جشن های 12 روزه نوروزی است تا کار و زندگی به روال معمول از سر گرفته شود و یک سال دیگر در تلاش معاش و بهبود زندگی بگذرد و این دوره همچنان با چرخ روزگار تکرار گردد. تکراری که مانند همه تکرار های طبیعی و کیهانی چون طلوع و غروب خورشید با شکوه و نامکرر جلوه می کند .

 

چرا در سیزده بدر سبزه گره میزنیم

 

معروف‌ترین رسم سیزده به‌در پس از به آب سپردن سبزه‌ها، گره زدن دو سبزه به همدیگر است. این دو سبزه را تمثیلی از پیوند یک زن و مرد جوان می‌دانند. به همین دلیل مادربزرگ‌ها جوان‌ها و بخصوص دختران جوان را به گره زدن سبزه‌ها تشویق می‌کنند 

دکتر نیک‌نام درباره ی سابقه ی رسم گره زدن در روز سیزده به‌در می‌گوید: برخی از آداب نوروز به آیین زرتشتی بازنمی‌گردد بلکه مربوط به باورهای مردمان آریایی است که پیش از زرتشت در سرزمین ایران زندگی می‌کردند. طبق یکی از این باورها، بارندگی به فرشته‌ای به نام تشتر مربوط است که در آسمان‌ها به صورت اسب سپیدی در حال حرکت است و هرگاه با دیوی به نام اپوش بجنگد و برنده شود، سالی پر از سبزی و خرمی و باران در پیش است. به همین دلیل ایرانیان روز سیزدهم فروردین کنار سبزه‌ها و جویبارها می‌روند و به‌ویژه زنان که نماینده ی آناهیتا یعنی ایزد آب هستند با نوازش سبزه‌ها و گره زدن آنها حمایت خود را از فرشته ی باران نشان می‌دهند

امّا دکتر وکیلیان می گوید: در گذشته جامعه ی ما جامعه ی بسته‌ای بوده است. زن همیشه در خانه بوده و منتظر بوده تا به خواستگاری اش بروند. امروزه تغییراتی بوجود آمده اما در گذشته دختران نمی‌توانستند همسرشان را خودشان انتخاب کند. بنابراین مهم‌ترین آمال و آرزوهای هر دختری در گذشته این بود که همسر خوبی داشته باشد یا زودتر به خانه ی بخت برود. درباره ی دخترها این حرف وجود داشت که: دختر که رسید به بیست، باید نشست و به حالش گریست. اینها جزء فرهنگ ما بوده است. دختر در شانزده، هفده سالگی باید به خانه ی بخت می رفت وگرنه مایه ی ننگ به حساب می‌آمد. اینها واقعیاتی بود که وجود داشت. به همین دلیل دخترها به امامزاده می‌رفتند، سبزه گره می‌زدند و سفره‌های نذری پهن می‌کردند تا شاید نیروهای غیبی کمک کنند و شوهری برایشان پیدا شود زیرا دختری که ازدواج نمی‌کرد جایگاهی در جامعه نداشت 

روز سیزدهم فروردین مانند شب آخرین چهارشنبه سال اهمیت ویژه‌ای دارد. اگر با چهارشنبه‌سوری به استقبال نوروز می‌رویم، با سیزده به‌در نوروزمان را بدرقه می‌کنیم. نوروز که مراسمش محفلی خانوادگی دارد، با دو حرکت اجتماعی و عمومی از خانه‌ها به خارج راه می‌یابد، با دو آیین سنتی که نشان از همبستگی جمعی دارند . 

+ نوشته شده توسط داریوش در شنبه سی ام دی 1385 و ساعت 16:0 |

حالا که عید نزدیکه خوبه که بدونیم فلسفه 7 سین چی هست

ایسکانیوز ـ دکتر دادخواه استاد و محقق ادبیات پارسی در سخنرانی خود پیرامون نوروز و آیین‌های آن علت هر یک از عناصر سفره هفت سین را بررسی کرد.

به گزارش سرویس فرهنگی هنری ایسکانیوز، دکتر دادخواه که کاندیدای هیات مدیره کانون وکلا نیز هست دلیل حضورش را به عنوان یکی از سخنران‌های برنامه نوروز و آیین‌هایش، آن هم در زمان انتخابات کانون،‌ اهمیت نوروز و صحبت درباره آن عنوان کرد و گفت: باید بدانیم پدران ما در برخورد با نوروز چه باورهایی داشتند و وقتی خداوند شور و مستی را به انسان می‌دهد، انسان در مقابل چه می‌کند.
قبل از هر چیز باید بدانیم که عدد هفت در بین همه ملل و مذاهب مقدس بوده و هست. در میان مسیحیان، یهودیان، مانویان، زرتشتیان و حتی مسلمانان آنچنانکه در اسلام می‌بینیم هنگام نماز باید هفت جای بدن با زمین تماس داشته باشد یا هنگامی که به مکه می‌روید باید هفت صوت بزنید و قرآن فقط درباره هفت موضوع حرف می‌زند (وعظ، وعد، وعید، امر، نهی، قصه و پند) دکتر دادخواه در ادامه فلسفه شادی و جشن را مورد اشاره قرار داد و گفت: نخستین معجزه زرتشت آن بود که وقتی از مادر متولد شد خندید و این توصیه‌ای است که از جانب خداوند به انسان شده از این رو در همه ادیان شادی برغم مقدم است حتی در اسلام وقتی بزرگ‌ترین مراسم سوگواری برگزار می‌شود می‌گویند: برای شادی روح مرحوم... و یا وقتی به مقابر می‌روند می‌گویند: سلام علی اهل القبور السرور یعنی بهترین هدیه‌ای که شما می‌توانید به اهل قبور بدهید شادی است. در ادعیه اسلامی نیز نوروز روزی قلمداد شده که جهان توسط خداوند خلق شد.
دکتر دادخواه عناصر سفره هفت سین فلسفه حضور هر یک را بدین صورت برشمرد:

اولین چیزی که باید سرسفره هفت سین قرار بگیرد آن هم توسط یک دختر خردسال، سنجد است چرا که سمبل خردگرایی و سنجیده عمل کردن است. در طب سنتی نیز هر کس دارای ضعف دماغ است برایش سنجد تجویز می‌کنند.
سیب : سمبل سلامتی است، قبل از اینکه آدم و حوا از بهشت رانده شوند سیب را نمی‌خوردند اما پس از آنکه سیب را خوردند و سیب که علاوه بر این سمبل دانایی است معترض شدند. در غرب نیز سیب سمبل سلامتی و تندرستی است .

سبزه: سمبل مدارا، ایثار و از خودگذشتگی است. ضمن آنکه رنگ سبز آرامش بخش است.

سمنو: سمبل و نماد قدرت است، در ایران قدیم به آن غذای مرد آفرین می‌گفتند یکی از آن جهت که خانم‌ها پیش از وضع حمل مبادرت به خوردن آن کنند و دیگر آنکه می‌گفتند مردانی که خوب کار می‌کنند و لایق آفرین هستند این غذا را می‌خوردند.

سیر: نماد رعایت حقوق دیگران و عدم تجاوز است آنچنانکه از نیکی‌های انسان چشم و دل سیر بودن است.

سماق: سمبل صبر و مقاومت است چون گیاه سماق گیاهی مقام و صبور است.

سرکه: نماد پذیرش ناملایمات است (سرکه فشانی چه کنی کاتش ما را بکشی...)

همانطور که می‌بینیم، هفت سین سفره‌ای است پند آموز که به انسان توصیه شده با دیده خرد به آن بنگرد چرا که اولین خلقت خداوند عقل و خرد است.

دکتر دادخواه در پایان به سین هشتم اشاره کرد و گفت: سین هشتمی که متاسفانه اغلب اول آن را سر سفره قرار می‌دهند سکه است و دلیل حضور آن بر این خوان پند آموز آن است که اگر عاقل، سالم، صابر و چشم و دل سیر بودی ثروت هم نصیبت خواهد شد

+ نوشته شده توسط داریوش در شنبه سی ام دی 1385 و ساعت 15:59 |
سلام.

می خواهید با بعضی از ایرانیان نخبه که جزء مشاهیر جهان هستند اشنا شوید؟

فایل PDF زیر را دانلود کنید تا با بعضی از انها اشنا شوید.

http://www.4shared.com/file/9145901/cfa4f4ba/iranian.html

+ نوشته شده توسط داریوش در جمعه بیست و نهم دی 1385 و ساعت 23:43 |
سلام

براتون یک کلیپ خنده دار گذاشتم.امیدوارم خوشتون بیاد.

نوع فایل DAT و حجم ان ۴.۰۱ مگا بایت.

http://www.4shared.com/file/9145506/58da987d/bil.html

+ نوشته شده توسط داریوش در جمعه بیست و نهم دی 1385 و ساعت 23:34 |

+ نوشته شده توسط داریوش در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 و ساعت 21:14 |

حيوانات به سادگي به ما نشان مي دهند که چطور مي توان محدوديتهاي ذهني تحميل شده را پذيرفت . کک, فيل و دلفين مثالهاي خوبي هستند.

ککها حيوانات کوچک جالبي هستند آنها گاز مي گيرند و خيلي خوب مي پرند آنها به نسبت قدشان قهرمان پرش ارتفاع هستند.اگر يک کک را در ظرفي قرار دهيم از آن بيرون مي پرد . پس از مدتي روي ظرف را سرپوش مي گذاريم تا ببينيم چه اتفاقي رخ مي دهد . کک مي پرد و سرش به در ظرف مي خورد و با کمي سر درد پايين مي آيد . دوباره مي پرد و همان اتفاق مي افتد . اين کار مدتي تکرار مي شود . سر انجام در ظرف را بر مي داريم کک دوباره مي پرد ولي فقط تا همان ارتفاع سرپوش برداشته شده درست است که محدوديت فيزيکي رفع شده است ولي کک فکر مي کند اين محدوديت همچنان ادامه دارد

فيلها را مي توان با محدوديت ذهني کنترل کرد . پاي فيلهاي سيرک را در مواقعي که نمايش نمي دهند مي بندند . بچه فيلها را با طنابهاي بلند و فيلهاي بزرگ را با طنابهاي کوتاه به نظر مي آيد که بايد بر عکس باشد زيرا فيلهاي پرقدرت به سادگي مي توانند ميخ طنابها را از زمين بيرون بکشند ولي اين کار را نمي کنند علت اين است که آنها  در بچگي طنابهاي بلند را کشيده اند و سعي کرده اند خود را خلاص کنند . سرانجام روزي تسليم شده دست از اين کار کشيده اند. از آن پس آنها تا انتهاي طناب مي روند و مي ايستند آنها اين محدوديت را پذيرفته اند

دکترادن رايل يک فيلم آموزشي در مورد محدوديتهاي تحميلي تهيه کرده است . نام اين فيلم  مي توانيد بر خود غلبه کنيد  “ است در اين فيلم يک نوع دلفين در تانک بزرگي از آب قرار مي گيرد نوعي ماهي که غذاي مورد علاقه دلفين است نيز در تانک ريخته مي شود . دلفين به سرعت ماهيها را مي خورد . دلفين که گرسنه مي شود تعدادي ماهي ديگر داخل تانک قرار مي گيرند ولي اين بار در ظروف شيشه اي دلفين به سمت آنها مي آيد ولي هر بار پس از برخورد با محافظ شيشه اي به عقب رانده مي شود پس از مدتي دلفين از حمله دست مي کشد و وجود ماهيها را نديده مي گيرد . محافظ شيشه اي برداشته مي شود و ماهيها در داخل تانک به حرکت در مي آيند آيا مي دانيد چه اتفاقي مي افتد ؟ دلفين از گرسنگي مي ميرد غذاي مورد علاقه او در اطرافش فراوان است ولي محدوديتي که دلفين پذيرفته است او را از گرسنگي مي کشد .

 ما دلفين نيستيم فيل و کک هم نيستيم ولي مي توانيم از اين آزمايشات درس بگيريم زيرا ما هم محدوديت هايي را مي پذيريم که واقعي نيستند به ما مي گويند يا ما به خود مي گوييم نمي توان فلان کار را انجام داد و اين براي ما يک واقعيت مي شود محدوديت ذهني به محدوديتي واقعي تبديل مي شود و به همان مستحکمي . چه مقدار از آنچه ما واقعيت مي پنداريم واقعيت نيست بلکه پذيرش ماست

+ نوشته شده توسط داریوش در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385 و ساعت 19:41 |

روزی بین شاگردان شیوانا در مورد معنای مثبت نگری و خوش بینی و منفی نگری و بدبینی اختلاف افتاد. یکی از شاگردان خود را به شدت مثبت اندیش و مثبت نگر می دانست و معتقد بود که هر اتفاقی در عالم به خیر اوست و دیگری معتقد بود که مثبت اندیشی بیش از حد، نوعی ساده لوحی است که باعث می شود فرد مثبت نگر جنبه های منفی و خطرناک زندگی را نبیند و بهتر است انسان همیشه جانب احتیاط را رعایت کند و بنا را بر این بگذارد که در هر اتفاقی که قرار است رخ دهد شاید خطری نهفته باشد.

دو شاگرد به شدت روی نظریه ي خود پافشاری می کردند و هیچ یک از موضع خود پایین نمی آمدند. ناگهان شیوانا با اشاره به شاگردان به ایشان فهماند که در چند قدمی آنها زیر سنگی بزرگ مار سمی خطرناکی خوابیده است. همه شاگردان بخصوص دو شاگرد مدعی مثبت اندیشی و منفی نگری با سرو صدا از جا پریدند.

شاگرد مثبت اندیش از جمع خواست تا از سنگ فاصله بگیرند و در جایی دیگر بنشینند، اما فرد منفی نگر می گفت که بهتر است مار را بکشیم تا به ایشان و افراد دیگر صدمه نرساند. جمعی از شاگردان به همراه شیوانا و فرد مثبت اندیش از مار فاصله گرفتند و در جایی دیگر نشستند. شاگرد منفی نگر به همراه عده ای دیگر به سراغ مار رفتند و با زحمت زیاد او را کشتند.